|
*به نام مهربانترين* روزي با عجله و اشتهاي فراوان به يك رستوران رفتم.مدت ها بود مي خواستم براي سياحت در مكان هاي ديدني به سفر برم.در رستوران محل دنجي را انتخاب كردم. مي خواستم از اين فرصت استفاده كنم تا غذايي بخورم و براي سفر برنامه ريزي كنم. غذاي مورد علاقه ام را سفارش دادم و بعد نوت بوكم را باز كردم و مشغول چك كردن ايميل هام شدم كه صدايي از پشت سر مرا متوجه خود كرد. عمو ميشه كمي پول به من بدي؟ نه كوچولو،پول زيادي همراهم نيست. فقط اون قدري كه بتونم نون بخرم. باشه برات مي خرم. صندوق پست الكترونيكي من پر از ايميل بود.از خواندن شعرها،پيام هاي زيبا و همچنين جوك هاي خنده دار به كلي از خود بي خود شده بودم.
عمو ميشه كره و پنير هم بيارن؟ آه...يادم افتاد كه اون كوچولو پيش من نشسته"باشه ولي بعد اجازه بده به كارم برسم.من خيلي گرفتارم،خب؟" غذاي من رسيد،غذاي پسرك را سفارش دادم.گارسون پرسيد كه اگر مزاحم است بيرونش كند؟ وجدانم مرا منع كرد گفتم:نه مشكلي نيست.بذاريد بمونه.براش نون و يه غذاي خوشمزه بياريد. آن وقت پسرك روبه روي من نشست.
عمو چيكار مي كني؟ ايميل هامو مي خونم... ايميل چيه؟ پيام هاي الكترونيكي كه مردم از طريق اينترنت مي فرستند. متوجه شدم چيزي نفهميده.براي اينكه دوباره سوالي نپرسه گفتم:اون فقط يه نامه است كه با اينترنت فرستاده شده... عمو ! تو اينترنت داري؟ بله در دنياي امروز خيلي ضروريه... اينترنت چيه عمو؟ اينترنت جائيه كه با كامپيوتر ميشه خيلي چيزها رو ديد و شنيد.اخبار،موسيقي،ملاقات با مردم،خواندن و نوشتن،روياها،كار و يادگيري،همه اينها وجود دارن ولي در يك دنياي مجازي. مجازي يعني چي عمو؟ دنياي مجازي جائيه كه در اون نمي شه چيزي را لمس كرد،ولي هر چي كه دوست داريم اون جا هست.روياهامون رو اونجا ساختيم و شكل دنيا رو اون طوري كه دوست داريم عوض كرديم. چه عالي! دوسش دارم. كوچولو فهميدي مجازي چيه؟ اره عمو.من توي همين دنياي مجازي زندگي مي كنم. مگه تو كامپيوتر داري؟ مادر و خواهر بزرگترم هر روز توي خونه هاي مردم كار مي كنند و پدرم سالهاست كه زندانه. ولي من هميشه همه خانواده را توي خونه دور هم تصور مي كنم يه عالمه غذا،يه عالمه اسباب بازي...و من هم به مدرسه مي رم تا يه روز دكتر بزرگي بشم. مگه مجازي همين نيست عمو؟
قبل از اون كه اشكهام روي صفحه كليد بچكه،نوت بوكم رو بستم. صبر كردم تا بچه غذاش رو كه حريصانه مي بلعيد،تمام كنه.پول غذا را پرداختم. من آن روز يكي از زيباترين و خالصانه ترين لبخندهاي زندگيم رو همراه با اين جمله پاداش گرفتم. ممنونم عمو،تو معلم خوبي هستي.
آن جا،در آن لحظه، فهميدم ما هر روز غرق در دنياي مجازي از درك و محاصره شدن زندگي توسط وقايع بي رحم و حقيقت هاي گاه شيرين و گاه تلخ،عاجزيم.
|
About![]()
*بـــه نــام خــدای مــهــربـون*
Archives88/08/22 - 88/08/3088/07/22 - 88/07/30 88/06/22 - 88/06/31 88/06/05 - 88/06/21 88/05/22 - 88/05/31 88/05/05 - 88/05/21 88/05/01 - 88/05/07 88/04/08 - 88/04/14 87/09/05 - 87/09/21 87/06/22 - 87/06/31 87/06/01 - 87/06/07 87/05/08 - 87/05/14 87/04/22 - 87/04/31 87/04/08 - 87/04/14 87/03/22 - 87/03/31 87/02/08 - 87/02/14 87/02/01 - 87/02/07 Links
ابجی شیوا
سایت عمو پورنگ مهربونم که خیلی دوسش دارم |